مدت زمان تقریبی مطالعه: ۳ دقیقه

اگر روی اعصاب کسی نیستی، احتمالا کار مهمی نمی‌کنی

دستاوردهای به درد بخور، به طرز عجیبی، احتمال بیشتری داره دیگران رو آزار بده.

داری لاغر می‌کنی؟ «چرا به هیکلی که داری راضی نیستی!» نجات کودکان آفریقایی؟ «چرا اول کودکان کشور خودتو نجات نمی‌دی!» درمان سرطان؟ «تا حالا کجا بودی؟»

فقر رو در جهان حل کردی؟ ای بابا، حالا من چطوری احساس برتری کنم؟

هر کاری که بکنی، بالاخره کسی رو آزار می‌ده، و آزار دادن دیگران لزوما چیز بدی نیست. بذار نشونت بدم چرا گاهی خوبه یه کم عوضی باشی.

قاعدهٔ ۱: چیزهایی هست که از احساسات دیگران مهم‌تره

یکی از دلایلی که آدم‌های موفق گاهی به نظر عوضی می‌رسن اینه که یاد گرفته‌ان توی این دنیا چیزهایی هست که از احساسات دیگران مهم‌تره.

پایان بردگی: مهم‌تر است از آزردگی طرفداران بردگی

واقعیت شیرینی نیست. ما طوری بار میایم که آدم‌های خوب و مهربونی باشیم، و این نکتهٔ مثبتی هم هست. خوبی و مهربونی، چیز امنیه. به بهترین شکل ثبات وضعیت رو حفظ می‌کنه. آدم‌های خوب به خوبی می‌دونن که چه چیزی دیگران رو ناراحت می‌کنه، و از اون چیزها دوری می‌کنن.

که البته اگر بخوای به هر چیز مهمی دست پیدا کنی، دست و پا گیره.

اگر هدف تو، ماموریت تو اینه که دنیای بهتری خلق کنی یا رهبری کنی، تسلیم شدن در برابر دغدغه‌های احساسی دیگران تو رو فلج و نابود می‌کنه. رهبری که نتونه تصمیمات سخت بگیره، نمی‌تونه هدایت و راهبری درستی انجام بده. هنرمندی هم که مایهٔ ناراحتی هیچکس نشه نمی‌تونه کس دیگه‌ای رو جذب کنه.

البته حرفم این نیست که اگر عوضی باشی موفق می‌شی. اما اگر حاضر نباشی گاهی عوضی باشی راهت تقریبا همیشه به بیراهه می‌ره.

قاعدهٔ ۲: نفرت، اثر جانبیِ تاثیرگذاریه

هر چقدر کارهای تو روی آدم‌های بیشتری تاثیر بگذاره، آدم‌های کمتری درکت می‌کنن:

تعداد کسانی که روی اونها تاثیر می‌گذاری، میزان تاثیرت، کسانی که درکت می‌کنن

یه مکالمهٔ رودررو در نظر بگیر، با انگیزه‌ها و ظرایف مختلف:

باید با سارا صحبت کنم. طبق این آمار فروش، ماه بدی داشته.

وقتی همین حرف ساده پخش بشه، تفسیرهای مختلفی ازش می‌شه:

سارا توی دردسر افتاده، رییس از سارا خوشش نمیاد، سارا رو اخراج می‌کنه

و شکل‌های عجیب و غریبی پیدا می‌کنه:

رییس یه حیوون عقده‌ایه

حتی وقتی آدم‌های مختلف یه جملهٔ ثابت رو روی صفحهٔ مانیتور می‌خونن هم این اتفاق می‌افته. چون این اتفاق توی ذهن ما است که می‌افته.

تنها چیزی که این فرایند لازم داره، اینه که به تعداد کافی آدم درگیر موضوع بشن. اگر به شکلی روی تعدادی از آدم‌ها تاثیر بگذاری، تا وقتی که یه جغله بپره پشت اینترنت و یه توییت مزخرف از خودش در کنه هزار تا تفسیر از کار و حرفت در میاد.

می‌شه از همهٔ این مشکلات خلاص شد، کافیه هیچ کار مهمی نکنی. اگر بزرگترین تصمیم زندگیت الان اینه که عکس پس‌زمینه کامپیوترت رو چی بگذاری، هیچ مشکلی نیست. اما اگر قصد داری یه رمان پرفروش بنویسی یا به فقر پایان بدی یا دنیا رو زیر و رو کنی، باید با این موضوع کنار بیای که روی اعصاب آدم‌های زیادی خواهی رفت، حتی بیشتر وقت‌ها به اشتباه.

قاعدهٔ ۳: اینکه کسی ناراحت شده، دلیل نمی‌شه حق با اون باشه

موقعی رو به یاد بیار که عصبانی بودی – مثلا کسی با ماشین پیچیده جلوت. موقععصبانیت چقدر باهوش رفتار کردی؟

ببخشید، ندیدمت، طوری که نشد؟ کله‌پوک بی‌فرهنگ! می‌کشمت! میام خونه‌تو پیدا می‌کنم و از پوست بچه‌هات پالتو می‌دوزم! این بدترین روز تمام تاریخه!

خشم یه پاسخ احساسیه، و فوق‌العاده هم احمقانه است. تقریبا هیچ‌وقت متناسب با موقعیت نیست، و لزوما هم به حق و عادلانه نیست. یه حس گذرا است، مثلا اینکه یه غریبه به نظرت خوشگل بیاد یا اینکه اون رنگ از این رنگ قشنگ‌تره.

و مثل هر حس گذرای دیگه، محرک اصلی عصبانیت، رابطه و گرایشه. بعضی‌ها از اپل متنفرن، بعضی‌ها از گوگل. بعضی‌ها راست‌گرا هستن، بعضی‌ها چپ‌گرا. وقتی در مورد گروهی حرف مثبتی بزنی، گروه دیگه حتی قبل از اینکه فرصت فکر کردن داشته باشه دچار خشم غریزی می‌شه. متاسفانه تقریبا همه آدم‌ها همین‌طورن، مگر اینکه واقعا تلاش کنن که نباشن.

که ما رو به نتیجهٔ مهم‌مون می‌رسه: مراعات کردن خشم دیگران، یعنی تسلیم شدن در برابر احمقانه‌ترین بخش طبیعت آدم.

یه کم عوضی باش، و خیلی به اون عوضی‌ها توجه نکن.

تنها راهی که دیگران رو ناراحت نکنی، اینه که هیچ کاری نکنی. که تو رو به یه انتخاب می‌رسه، چه خوشت بیاد و چه خوشت نیاد: کجای این نمودار می‌ایستی؟

آدم‌های ناراحت = تاثیر به توان دو

بیشتر ما می‌ترسیم که دل دیگران رو به درد بیاریم. وقتی دیگران رو ناراحت می‌کنیم، همه‌اش دنبال این هستیم که یه جوری توجیهش کنیم. دوست داریم دل همه رو به دست بیاریم، و همه ما رو تایید کنن. و حتی یه انتقاد از بین صدها تعریف و تشویق مثل وزنه روی روان ما سنگینی می‌کنه.

راستش این نشونهٔ خوبیه. این یعنی تو واقعا عوضی نیستی. فقط وقتی که واقعا لازمه یه کم عوضی باشی، نترس.

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


  1. نیما

    عالی و جالب بود. مرسی

  2. غزاله سادات قریشی

    محشر بود ممنونم

  3. KingStone

    خیلی خوب بود.با تشکر از ترجمه خوبتون

  4. میلاد

    منقلبم کرد واقعا… عالی بود 🙂

  5. امید خسروی فر

    سلام . نویسنده یا مترجم قلم زیبایی دارد. ممنون از ارسال ایمیل ها و آرزوی موفقیت برای فرانش در سال جدید

  6. مجتبی جهانی

    جالب بود – شاید باید یه کم خودمون باشیم و به دیگران بی توجه

  7. حمید زندی

    پیشنهاد میکنم کتاب بیشعوری رو تهیه کنید، برای تحلیل کردن بخش هایی از متن لازمه 🙂

  8. علی رحمت پور

    خوشمان آمد…!

  9. امیر شعبانی

    "آدم‌های موفق گاهی به نظر عوضی می‌رسن"
    خیلی خوب بود

  10. سید محمد جمال سروریان

    سپاس فران بابت ترجمه ی این مقالات فوق العاده.

  11. علی جعفری

    ممنون استاد، تفكر برانگیز است. از طرف دیگه به نظر میرسه بعضی ها كه مسیر های اشتباهی میرن هم همین تفكر رو دارن مثلاً یك فروشنده بداخلاق احتمالاً همین تفكر رو داره یا مثلاً وقتی سرخوش از موفقیت هستیم همین انتقادات میتونه ما رو متوجه اشتباهاتمون بكنه كه زودتر اصلاح مسیر كنیم.و از طرفی دیگه در تایید فرمایشتان آدم مشهور و موفقی رو سراغ ندارم كه همه موافقش باشن.بنابراین قابل تامل و تفكره.

  12. حسین صادقی

    واقعاً عالی – واقعاً عالی – واقعاً عالی – واقعاً عالی

  13. موسی الرضا سنگ سفیدی

    بسیار عالی

  14. علی یزدان پرست

    من طی 10 روز حدودا 4 بار این مقاله رو خونم…

    • علی یزدان پرست

      من هرچقدر سعی کردم بفهمم چی میگه متوجه نشدم، فقط یه قانون موفقیت وجود داره که این مقاله اون رو میبره زیر سوال، و اون این که در راه موفق شدن اگر زیاد به چیزی گیر بدیم و رو اعصاب کسی باشیم ضمیر ناخودآگاه ما میگه حتما نمیتونه انجامش بده یا براش انجام نشدنیه که این همه رو اعصاب اینو اونه، نتیجه اینه که هر وقت خیلی روی انجام کاری یا روی یه هدفی تاکید کنیم اون هدف همیشه انجام نمیشه و به مشکل میخوریم، برای همین باید راحت تر باشیم و برای پیشبرد اهدافمون روی اعصاب اینو اون نباشیم اونوقته که وقتی کار ها را آسون بگیریم خودشون انجام میشن، من کاملا با این مقاله مخالفم.

  15. سید محمد جمال سروریان

    علی یزدان پرست عزیز:
    این مقاله نگفته روی اعصاب کسی باشیم. فقط میگه اگه میخوای کار بزرگی انجام بدی نمیتونی آدم خوبی بمونی و روی اعصاب کسی نباشی. بی شک در راه رسیدن به هدفت کسانی خواهند بود که از پیشرفت و کاری که انجام میدی اعصابشون خورد میشه و این مقاله میگه که بخاطر این افراد نباید دست از پیشرفت و کاری که انجام میدی برداره.
    و در ادامه میگه هرچی، کاری که انجام میدی بزرگتر باشه، افرادی که دید بدی نسبت بهت پیدا میکنن بیشتر میشه.

    • ندا اکرمی

      این حرف غلطه که نوشتین "نمی تونی آدم خوبی بمونی". تعریف شما از خوبی و خوب موندن چیه مگه؟
      اگه کار بزرگی که انجام میدیم کار درستی باشه (منظورم انسانی و اخلاقی) پس آدم خوبی می مونیم هرچند این بین آدمهایی که خوب نیستن از کار ما ناراحت میشن.
      در صورتی آدم خوبی نمی مونیم که اون کار بزرگ هم خوب نباشه. روی اعصاب بقیه نرفتن رو نمیگن خوب موندن.
      نباید برای بالابردن چیزی سایر موارد خوب رو نفع کرد کاربزرگ انجام دادن منافاتی با خوب موندن نداره و بهتر بگم کار بزرگ اونه که تو رو آدم بهتری کنه

    • سید محمد جمال سروریان

      ندا اکرمی عزیز:
      خوب از نظر چه کسی؟ همه ی انسان های خوب دشمنانی هم داشتن که به نظرشون این انسان خوب بد بوده. منظور این مقاله خوب بودن از دید همه هستن. برای خوب بودن میشه به همه خدمت کرد بدون اینکه به تغییری ایجاد کنیم و همه مارو دوست دارن درحالی که ماهم به همه ی درخواست های دیگران پاسخ مثبت میدیم، با ظلم نمیجنگیم، بد رو نفی نمیکنیم و هم اینجوری هم همه مارو دوست دارن ولی به چه قیمتی؟
      میگه انجام کار بزرگ حتی اگر خوب هم باشه یه عده ای رو از ما میرنجونه و این بهاییست که بایستی بپردازیم. به عنوان مثال حضرت محمد (ص) هم دشمنانی داشتند، گاندی هم در راه آزادی دشمنانی داشته، استیو جابز و بیل گیتس هم دشمنان (بهتره بگم رقبایی) داشته اند و در کل همیشه کسایی بودن که از کار های این افراد خوششون نمیومده. حالا بنظر شما آیا این چون عده ای از این افراد راضی نبودن، این ها انسان های بدی تلقی میشن؟

  16. ahmad gholamnia

    همیشه گفتن که راه موفقیت رو نمیشه شناخت ولی راه شکست اینه"همیشه دیگرون رو از خودت راضی نگه دار" آره این راه شکسته ضمنا برا رسیدن به موفقیت باید با نرمی و ملایمت ولی به صورت مستمر رفت جلو هروقت میریم دکتر خانومه یا آقاهه میگه شل کن پسرم شل کن دردت نیاد سفت کنی منفجر میشی پس با نرمی و مستمر پیشرفت کنیم بهتره مگه نه؟ ضمنا عید تمامی دوستان مبارک

  17. Spdkh

    خیلی خوب و عالی بود
    ولی یه ایراد کوچولو داره به نظرم
    خیلی زیاد دیده میشه که آدما واسه رسیدن به جاهای بلند هر کاری میکنن و هر دلی رو راحت میشکنن
    کاش اشاره بشه به جوری که این افراد با اون چیزی که محتوای متنه متفاوته
    خیلی جاها میشه خوب بود و موفق هم بود

  18. فریده

    این مطلب رو بخونید.فکر میکنم کاری که این دختر انجام دادی روی اعصاب خیلی از تاجران و مصرف کنندگان لولزم آرایش باشد.
    http://www.trueactivist.com/humans-trade-places-with-animals-in-this-horrifying-animal-experimentation-campaign/

  19. فریده

    البته اضافه کنم که استفاده از لوازم آرایش بنطر من بد نیست اما متاسفانه خیلی شرکت ها برای آزمایش محصولات خود به طرز بی رحمانه ای از حیوانات استفاده میکنند و در کنار آنها شرکت هایی هستند که محصولات آرایشی طبیعی و سالم تر تولید میکنند و برای آزمایش محصولات خود دست به شکنجه حیوانات نمیزندد.

  20. مرتضی دهقانی زاده

    واقعا عالی بود

  21. ‫حامد گل جان اکبری‬‎

    بسیار عالی و آموزنده…خواهش میکنم در این باره مقالات بیشتری ارائه بشه…
    سپاس