مدت زمان تقریبی مطالعه: ۴ دقیقه

چطور با تجربه فعلی‌ام شغلی که می‌خوام رو به دست بیارم؟

کارفرماها عاشق رزومه‌ای هستن که یه سابقهٔ کاری کامل رو فهرست کنه. وقتی کسی یه پیشینهٔ شغلی بدون جای خالی نشونشون می‌ده خیلی خوششون میاد. تمیز و مرتب. کارشون رو ساده‌تر می‌کنه.

ولی واقعیت اینه که هر کسی چنین سابقهٔ کاری نداره. بعضی‌ها شغل عوض می‌کنن و وارد حرفه‌ای می‌شن که تجربه‌ای توش ندارن. فارغ‌التحصیل‌های دانشگاه بدون سابقه وارد بازار کار می‌شن. بعضی‌های دیگه بعد از مدتی غیبت برمی‌گردن، مثلا بعد از بزرگ کردن بچهٔ کوچک یا مراقبت از عضو بیمار خانواده.

می‌شه با هر سطح تجربهٔ کاری به شغلی که می‌خوای برسی. کلید کار اینه که مهارت‌هایی که به درد کارفرما می‌خوره رو شناسایی کنی. کسی که حرفه‌اش رو عوض می‌کنه، با مهارت‌های قابل انتقالش به کارفرما نشون می‌ده که چطور تجربه‌اش و دستاوردهای کارهای قبلیش به درد کارفرما می‌خوره. همین کار رو با اتفاق‌ها و تجربه زندگیت هم می‌تونی بکنی.

تجربه کار داوطلبانه

خیلی از سازمان‌های عام‌المنفعه و خیریه برای ادامهٔ هدفشون احتیاج به داوطلب دارن. اگر قبلا کار داوطبانه انجام دادی، ازش استفاده کن. کار داوطلبانه هم آینهٔ هر نوع کار سازمانیه. جمع‌آوری خیریه مهارت بازاریابی رو پرورش می‌ده. سازماندهی یه رویداد احتیاج به توانایی شبکه‌سازی، مدیریت و تقسیم وظایف و برنامه‌ریزی داره.

سعی کن کار داوطلبانه‌ای که انجام دادی رو به رخ کارفرما بکشی. مثلا لینکدین این امکان رو می‌ده که تجربهٔ داوطلبانه رو هم به نمایه‌ات اضافه کنی. از جاهایی که کار داوطلبانه کردی نامه بگیر. اگر قبلا کار داوطلبانه نکردی، وقت خوبیه که شروع کنی. اما این کار رو در حوزه‌ای بکن که بهش علاقه داری و لذت می‌بری.

و همین‌طور تجربه کارآموزی. خیلی‌ها قدر درس کارآموزی که به عنوان بخشی از دورهٔ کارشناسی انجام می‌شه رو نمی‌دونن و سعی می‌کنن به روش‌های مختلف از زیرش فرار کنن. اما این یکی از مهمترین درس‌های کارشناسیه و تو رو – شاید برای اولین بار – با فضای کار آشنا می‌کنه و می‌تونه تجربه خوبی محسوب بشه. و اگر خودت رو خوب نشون بدی، شاید یه نامهٔ معرفی و تایید خوب یا حتی آشنایی‌های کاری مفیدی ازش در بیاد.

تجربهٔ زندگی

نگاه کن و ببین که چه تجربه‌هایی توی زندگیت داشتی که ممکنه به کار کارفرما بیاد. اگر چند سال زن خانه‌دار بودی، یعنی بلدی نظم بدی، چند کار رو همزمان بکنی، و در خرج کردن پول با دقتی. اگر مجبور بودی از یک عضو بیمار یا ناتوان خانواده‌ات مراقبت کنی، پس بلدی که استرس و زمان رو مدیریت کنی.

به فکر شغل‌هایی باش که بیشتر با تجربهٔ زندگی همسو هستن. مثلا فرض کن حسابداری خوندی ولی چند سالی به خاطر مراقبت از پدر یا مادر پیرت نتونستی کار کنی. شاید بد نیست از این تجربه برای درخواست کار در یه آسایشگاه سالمندان استفاده کنی. نشون بده که تجربهٔ زندگی تو با هدف اونها همراستا است. یا خیلی مثال‌های دیگه.

مهارتِ یاد دادن

پیدا کردن شغل بدون سابقه و فقط با یه مدرک دانشگاهی کار سختیه. من با مدرک حقوق از دانشگاه فارغ شدم. ولی بیشتر شغل‌های مناسب من سابقه و تجربهٔ کار حقوقی می‌خواست.

برای اینکه بتونی دانش و توانایی خودت رو نشون بدی راه‌های مختلفی هست. ما به کمک اینترنت و شبکه‌های اجتماعی در دنیای به هم پیوسته‌ای زندگی می‌کنیم. اگر تخصص و مهارت فنی داری، یه وبسایت در زمینهٔ مورد علاقه‌ات راه بنداز. اگر نوشتن بلدی، یه وبلاگ بنویس. و وقتی متقاضی شغلی بودی به این کارها ارجاع بده تا چیزی بیشتر از یه رزومهٔ خشک و خالی جلوشون گذاشته باشی.

فعالیت فوق برنامه

اگر در آستانهٔ فارغ‌التحصیلی هستی یا تازه مدرسه/دانشگاه رو تموم کردی، ببین که خارج از کلاس چه کارهایی کردی. انشالله که فقط بازی و کافه و گردش نبوده. فعالیت‌های اجتماعی هم داشتی؟ اینها رو هم در رزومه خودت قرار بده تا نشون بدی چطور در جمعی که بودی مشارکت داشتی و فایده رسوندی.

شبکه

تقریبا ۸۰ درصد شغل‌های موجود هیچ‌وقت رسما آگهی نمی‌شن. خب پس با این وضع چطور شغل پیدا کنی؟ از طریق شبکه‌ات! شبکه‌سازی موثرترین روش پیدا کردن شغله. شرکت‌ها از استخدام کسی که نمی‌شناسن می‌ترسن. اگر کمی آشنایی از طریق ارتباطات وجود داشته باشه، این ترس فروکش می‌کنه.

البته معنی‌اش این نیست که برای پیدا کردن شغل باید یه شبکهٔ بزرگ برای خودت بسازی. آدم‌هایی که از قبل می‌شناسی هم می‌تونن در پیدا کردن فرصت بعدی بهت کمک کنن. به احتمال زیاد یه کسی در خانواده یا خویشاوندان، دوستان، و آشنایان یه شغلی رو می‌شناسه که تو به دردش بخوری.

و گسترش دادن شبکه می‌تونه فرصت‌های مناسبی که جلوت قرار می‌گیره رو بیشتر کنه. بهترین کار اینه که سعی کنی در رویدادها و همایش‌ها و گردهمایی‌هایی شرکت کنی که آدم‌های حوزه‌های مرتبط با شغل مورد نظرت اونجا زیاد هستن. در اون محیط می‌تونی مهارت‌های ارتباطی‌ات رو به کار بگیری و با اضافه کردن چند ارتباط کاری مفید شبکه خودت رو در جهت مناسب گسترش بدی. می‌تونی به کمک evand.ir چنین رویدادهایی رو پیدا کنی.

برخورد مناسب

یکی از نکته‌های کلیدی برای گرفتن شغلی با تجربهٔ فعلی‌ات اینه که برخورد و رفتار مناسبی داشته باشی. داشتن ظاهر مثبت و خوش‌مشرب بودن می‌تونه اوضاع رو زیر و رو کنه. کارفرماها از متقاضی‌های اجتماعی و خوش صحبت خوششون میاد. هر کارفرمای بالقوه رو به چشم یه شریک یا همکار ببین و پیدا کن که چه منافعی برای هر دو طرف وجود داره.

کارفرما فقط به دنبال تجربه و مهارت تو نیست. کارفرما داره یه آدم کامل رو استخدام می‌کنه، و برای همین می‌خواد که این آدم بتونه در فرهنگ و محیط اونها جا بیافته. وقتی که نشون بدی چطور آدمی هستی و چه کارهایی می‌تونی بکنی، هر شغلی رو با همین تجربه هم می‌تونی بگیری.

حرف آخر

فرهنگ‌های مختلف دنیا با هم فرق دارن، اما بعضی چیزها هیچ‌وقت عوض نمی‌شه. هر جای دنیا هم که بری، برخورد مناسب و خوش‌مشرب بودن به نکتهٔ تاثیرگذار و تقریبا لازمه. و تقریبا هر جای دنیا که بری، شبکه و آشنایی می‌تونه کلید قفل کارت باشه. شاید تصور کنی در ایران کارفرماها چندان توجه و اعتمادی به تجربه زندگی و فعالیت‌های اجتماعی و داوطلبانه متقاضی ندارن. اما به خاطر باز شدن فضای اقتصاد ایران و نبود نیروی با تجربه‌ای که جوابگوی نیاز بازار باشه، اونها هم دیر یا زود مجبور می‌شن به این چیزها توجه کنن و مثل باقی دنیا شیوه‌های مدرن شناسایی نیروی خوب و مفید رو در پیش بگیرن.

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


  1. KingStone

    به موارد خیلی خوبی اشاره شد.ممنون 🙂

  2. محمد هادی راحمی

    مختصر و مفید

  3. احمد

    خیلی سطحی و پیش پا افتاده بود……!

  4. امیر سانی

    ترجمه بسیار روانی شده، واقعا ممنون ولی این موارد بیشتر در فرهنگ آمریکای شمالی کاربرد داره و قابل تطبیق بطور صد در صد با فرهنگ کاری جامعه ما نیست.

    • محمدرضا کلانتری

      مهمترین چیزها یعنی برخورد مناسب و شبکه‌سازی در همه جای دنیا تاثیرگذاره و ایران هم فرقی نداره. و کارفرما هم از بین این همه متقاضی کم‌تجربه بالاخره باید از روی یه چیزی تصمیم بگیره.

  5. مسعود علی پور

    عالی بود . کلی نقطه ضعف داشتم.

  6. زینب

    ممنون از اینکه نکاتی رو که بهش رسیدید رایگان در اختیار سایرین قرار میده،من تمام این نکات رو می دونستم و انجام دادم ودر نهایت به این نتیجه رسیدم که نمی شه نسخه مشترکی برای همه پیچید. مثلاً درباره خود من تنها مسئله ای که باعث عدم اشتغال من شد این بود که اون خدای بالایی به هر دلیلی که خودش می دونه،برام نخواست. هر بار به یه شکل عجیب و غریبی مسائل به هم می ریخت، در حدی که سالیان سال افسردگی شدید گرفتم و دست از هرکاری کشیدم. اما شاید این به هم ریختگی های عجیب و غریب به این خاطر بود که مسیری که در مقابلم بود،اونی نبود که خودم همیشه ازش خواسته بودم. شاید هم اون بهترینی نبود که اون برام خواسته بود. اما حالا یه نشونه هایی تو زندگیم دیدم که فکر می کنم تصمیم گرفته یه شرایط دیگه و خیلی بهتر برای زندگیم رقم بزنه.خیلی التماس دعا