جشنواره ۵۰٪ تخفیف فرانش به مدت محدود

جشنواره ۵۰٪ تخفیف فرانش محدود

0 روز 0 ساعت 0 دقیقه 0 ثانیه

شروع یادگیری

توانایی‌هات برات کار پیدا می‌کنن + معرفی پکیج‌های مهارتی

روزی هشت ساعت! عموم ما چه کارآموز باشیم چه فریلنسر و یا کارمند تمام وقت، به‌طور متوسط روزی هشت ساعت کار می‌کنیم. این زمان گاه حتی از مدتی که ما با دوستان یا خانواده‌ خود هستیم بیشتر است. باید برای این هشت ساعت اهمیت بزرگی قائل شویم. اگر هنوز ارزش این زمان را متوجه نشده‌اید، کافی‌ است این عدد را در طول یک عمر کاری (30 سال) ضرب کنید!

اگر اکثر ما درک ‌می‌کنیم که این هشت ساعتی که هر روز به شغل‌مان اختصاص می‌دهیم زمان مهمی است؛ پس چرا در نهایت با وجود داشتن رویاها و اهداف بزرگ و کوچک‌مان در نهایت کارهایی را قبول می‌کنیم که نه دوست‌شان داریم نه برایشان ارزشی قائلیم؟

اتفاقا خیلی از ما تشنه کار خوب هم هستیم اما یادمان می‌رود که اهداف و رویاهای برای ما کار پیدا نمی‌کنند، بلکه توانایی‌های ما هستند که تعیین می‌کنند باید مشغول چه حرفه‌ای شویم. اگر کار خوب می‌خواهیم باید مهارت‌های خوب هم داشته باشیم. این دقیقا چیزی است که کشور ما بیشتر از هر زمانی به آن نیاز دارد: نیروی کار ماهر!

 

دره‌ای بین دانشگاه و محل کار

بین دانشگاه و نیروی کار شکاف قابل توجهی وجود دارد. چیزی که از نظر من دیگر شکاف نیست بلکه تبدیل به دره شده! این فاصله دقیقا علتی است که بسیاری از افراد می‌گویند کار نیست؛ وضعیت اشتغال خراب است و… .

فرصت‌های شغلی کم نیستند. اراده می‌خواهند و مهارت! مهارتی که در این دره بین دانشگاه و محل کار باید آن را جست‌وجو کرد:

 

با هر سطح تحصیلاتی، باید همیشه یادگیری را بخشی از برنامه کوتاه و بلندمدت خود قرار دهید. دنیا هر روز پیچیده‌تر می‌شود، تعداد شغل‌ها و متخصصان هم بالاتر می‌رود، پس اگر یادگیری را در اولویت خود قرار ندهیم، روزی به خودمان می‌آییم و می‌بینیم که شغل‌مان از بین رفته است.

بهترین مثال بومی عدم تلاش برای یادگیری و به‌روز شدن، همین تحول سیستم تاکسی‌رانی در ایران بود. تا همین چند وقت پیش هرکس باید با آژانس نزدیک مبدا خود تماس می‌گرفت و با قیمتی گزاف به مقصدش می‌رسید. اپلیکیشن‌های درخواست تاکسی آمدند و وضع را تغییر دادند و بازار آژانس‌ها کساد شد. کسب‌وکاری که سال‌ها بدون کوچکترین تغییر و بروزرسانی به‌کار خود ادامه می‌داد در عرض چند ماه در مقابله با یک برنامه‌موبایلی به قبرستان کسب‌وکارها پیوست!

پس امروز یادگیری مستمر دیگر یک امتیاز نیست بلکه یک الزام است. برای زندگی‌ خود و یادگیری‌تان برنامه‌ و هدف‌گذاری داشته باشید. هر چند وقت یک‌بار خودتان را با گذشته خود مقایسه کنید. ببینید که در یک ماه اخیر چه چیزهایی یادگرفته‌اید و چه روندهایی را در زندگی‌تان به‌روز کرده‌اید.

اگر هیچ مهارتی هم ندارید جای نگرانی نیست. هر چیزی، یک نقطه شروعی دارد:

 

آینده‌تو دست خودته!

خواستن اصلا مساوی با توانستن نیست. اگر برای چیزی که می‌خواهیم تلاش نکنیم، خواسته‌ها به حسرت تبدیل می‌شوند. قطعا افرادی هستند که همین الان هم مهارت‌ و تخصص خوبی دارند اما از روند زندگی خود راضی نیستند؛ یا شغل‌شان را دوست ندارند. برای این افراد راهی جز تغییر نیست.

نقطه اول تغییر با خواستن شروع می‌شود اما خواستن ما درصورتی به نتیجه می‌رسد که با زحمت‌کشیدن همراه شود. در این راه حرف و حدیث‌های دیگران را کنار بگذارید. کار خودتان را بکنید. شما بهتر از هر کس دیگری خودتان را می‌شناسید پس از تصمیمات خود نترسید!

اگر زندگی کارمندی را دوست ندارید، پس کارمندی زندگی نکنید. اگر مثل عموم جامعه ساعت 9 صبح سرکار بروید و 5 بعدازظهر هم برگردید در نهایت یک کارمند باقی می‌مانید. شغلی پیدا کنید که عاشقش باشید و نتوانید محدودش کنید.

 

یادگیری و پیدا کردن کار و شغل

 

  • صبر را با اتلاف وقت اشتباه نگیریم

سعدی می‌گوید:«انگور نو آورده، ترش طعم بود / روزی دو سه صبر کن شیرین گردد». برخی از ما صبر کردن را اصلا چیز خوبی نمی‌دانیم. دلیلش این است که صبر کردن را با تاخیر اشتباه گرفته‌ایم. وقتی پا در مسیری تازه می‌گذاریم و برایش زحمت می‌کشیم باید صبر داشته باشیم و چشم‌مان را تا مدت قابل توجهی به هر نتیجه خوبی ببندیم. مرز باریکی البته بین صبر کردن با به تعویق انداختن وجود دارد که باید آن را بشناسیم:

«صبر برای زمانی است که منتظر رسیدن نتایج هستیم یا اینکه در شرایطی قرار گرفته‌ایم که کار مفیدی از دست‌مان ساخته نیست. به تعویق انداختن اما موقعی اتفاق می‌افتد که همه چیز منتظر تصمیم یا تلاش ما است اما به دلیل ضعف در اراده‌مان نمی‌توانیم کاری را به پیش ببریم آن را پشت گوش می‌اندازیم»:

 

  • خودتان را خوب معرفی کنید

اگر در زندگی خود به نتایج قابل توجهی رسیده‌اید از آن خوب استفاده کنید. خوب معرفی کردن خدماتی که به محل کارتان یا مشتری ارائه می‌دهید یک هنر است. کارتان را مثل محصول با ارزشی در نظر بگیرید که قیمت مشخصی دارد. خود را به رایگان نفروشید!

اگر دو فرد یکسان با توانایی شبیه به هم را در نظر بگیرید، شک نکنید کسی موفق‌تر است که بهتر خدمات و کارهایش را معرفی می‌کند. تواضع جایگاه مشخصی دارد. وقتی اشتباهی می‌کنیم باید فروتن باشیم و آن را بپذیریم یا وقتی چیزی یاد می‌گیریم باید تواضع به‌خرج دهیم تا بتوانیم از یادگیری‌مان بهترین استفاده را کنیم:

 

سروش پویان‌فر

سروش پویان‌فر

آشنایی من با دنیای دیجیتال به اولین کامپیوترم که پنتیوم 2 بود، برمی‌گردد. همزمان با افول وبلاگ‌نویسی فارسی از آخرین بازمانده‌هایش شدم و همچنان سال‌هاست که رسیدن به رویاهایم را از راه نوشتن دنبال می‌کنم. با این فرق که قبل‌تر، به دنبال هیجان بودم و امروز برای رسیدن به آرامش، سراغ هر کوچه‌ای را می‌گیرم!

2 دیدگاه

  • بنده با هیچ کدوم از زوایای صحبت و مقاله ی شما موافق نیستم بنده پس از شش سال تحصیل به صورت حرفه ای در رشته مرمت و باستان شناسی و راهنمای موزه الان کار ندارم مهارت من همینه تخصص من همینه اما کار نیست من مهارت دارم عرضه ی حضور و شهامت برای گرفتن کاردارم ولی پر شده یا کار به افرادی داده می شه که فامیل درجه یک شون در میراث کار می کنه یا کار می کرده مهارت ICDL در هر دو سطح رو دارم اما کافی نیست واقعا کافی نیست یا حقوق نا به حقی به کارمند تعلق مییگره یا می بایست به قول شما مهارت های دیگه هم یاد گرفت اما یک جایی به خودت میای که بابا جان من کی خروجی این آموزش رو باید ارائه کنم؟ همه ش آموزش غیر مرتبط … الان سیستم کشور اشتباه پیش میره نه کارجو و دانشجوهای ما… آموزش همیشه خوبه هیچ هم بد نیست اما هزینه ی کلاس رو چطور باید پرداخت کرد؟ خب باید پول باشه …. وقتی نیست چکار باید کرد؟! یا سالن کار شد یا کباب زن حرفه ای???

    پاسخ

  • خیلی مطلب مفیدی بود عزیز. سپاس .

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید