بچه که بودیم قرار شد پلیس و خلبان شویم؛ دکتر و معلم شویم. اما به‌جای خیال‌پردازی‌های پرهیجان، کارمندی و روزمرگی به سراغ‌مان آمد.

واقعا چطور شد که به یکنواخت شدن زندگی‌مان نه نگفتیم؟ چرا هرچه بزرگ‌تر می‌شویم بیشتر از رویاهایمان فاصله می‌گیریم و آن‌ها را نشدنی‌تر می‌پندازیم؟ فرق من و تو با کسی مثل ایلان ماسک، استیو جابز و سایر این غول‌های کارآفرینی که همیشه چیزی نو برای چنگ زدن داشتند چیست؟

مخاطب این نوشتار شاغلینی است که در لبه پرتگاه روزمرگی نشسته‌اند. پس نگاهی به پیشرفت شغلی خواهیم کرد و تغییر مسیر زندگی حرفه‌ای‌مان را بررسی می‌کنیم.

 

یک لقمه برای ۷ میلیارد نفر!

در دنیایی زندگی می‌کنیم که فرصت‌ها محدود، اما جمعیت زیاد است. تصورش را کنید که درحالی به‌دنبال رسیدن به خوشبختی می‌گردیم که بیش‌تر از ۷ میلیارد نفر دیگر هم به دنبال رسیدن به چنین رویایی هستند.

خواستن دیگر با توانستن همراه نیست. در کنار هدف‌گذاری باید زحمت‌ِ کارهایی را به خودمان بدهیم که بیشترمان از آن عاجزیم. بعضی‌های‌مان هم آنقدر در تنبلی خود غرق شده‌ایم که از دنیا انتظار داریم، همه چیز را دو دستی تقدیم‌مان کند.

حقیقت تلخ است: اینکه «دنیا هیچ چیزی به ما بدهکار نیست!» باید بپذیریم شانس و اتفاق را که تا به‌حال نتوانسته‌ایم کنترل کنیم. پس تنها گزینه باقی‌مانده برای رسیدن به اهداف‌مان این است که برای آنچه می‌خواهیم بجنگیم. ورود به جاده هیجان و دوری از زندگی روتین دقیقا از اینجا آغاز می‌شود!

 

آیا به تغییر نیاز دارم؟

در طول زندگی‌مان گاهی تصمیماتی را می‌گیریم که با علایق ما همخوانی ندارند. این مساله یک نکته ناگزیر است اما باید سعی کرد تا انتخاب راه زندگی، مانند شغل، رشته تحصیلی و یا انتخاب شریک زندگی جزو این تصمیمات ناگزیر نباشند.

تحصیل و شغل تعیین می‌کند که بیشتر وقت‌مان در کنار چه افرادی و با چه نوع رویکردی می‌گذرانیم. اگر این رویکرد و این افراد با شخصیت‌ ما همخوانی داشته باشد، قطعا هم آرام‌تریم و هم بیشتر از عمر کوتاهی که داریم لذت می‌بریم.

اگر زندگی کنونی شما چنین وضعیتی را ندارد و اغلب اوقات در کنار کسانی هستید که شما را نمی‌فهمند، آرامش‌تان را برهم می‌زنند یا شغل‌تان خسته‌کننده و ناخوشایند است باید آماده تغییرات بزرگ شوید.

البته نارضایتی‌ها ممکن است از جای دیگری نشئت بگیرند. مثلا ممکن است شغل و رشته شما براساس علایق‌تان باشد اما به‌دلیل افسردگی یا دلایل دیگری از آن مطلع نیستید، دچار روزمرگی شده‌ باشید. در هر حال وقتی از کلیت زندگی خود راضی نیستید وقت آن رسیده که به فکر چاره باشید.

 

تغییر مثل شیرجه است!

برای انجام تغییر و حرکت به سوی زندگی بهتر باید منشا دقیق مشکلات‌‌مان را پیدا کنیم. اگر از رشته خود راضی نیستیم دقیق بررسی کنیم. ببینیم آیا از هم‌کلاسی‌های‌ دانشگاه‌مان خوشمان نمی‌آید یا اصلا با خود موضوعات درس‌ها مشکل داریم؟

در بحث شغل هم، ببینیم آیا محیط کارمان را دوست نداریم یا مشکل از حوزه کاری‌مان است. همیشه دقت در صورت مساله، حل مشکل را آسان‌تر می‌کند!

وقتی مشکل را به خوبی شناختید و یقین پیدا کردید که سر منشا روزمرگی شما از آن‌جاست، برنامه‌ریزی کنید و به قدم به قدم، اجرای آن را کلید بزنید. وقت را هدر ندهید. البته اگر همچنان شک و شبهه دارید، همیشه می‌توانید اندکی صبر کنید یا با مشورت کردن، بهترین رویکرد را پیدا کنید.

مثل شیرجه زدن از ارتفاع که برای خیلی‌ها ترسناک است، تغییر هم ممکن است خیلی‌ها را بترساند. هرچند که ترس واقعی، لحظه پریدن است و همانجا هم تمام می‌شود. پس نترسید و شیرجه بزنید.

نباید فراموش کرد که تحول در زندگی گاهی خیلی ساده‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنیم. برای مثال حرکت به سمت شغل مورد علاقه‌مان نیازمند هدف‌گذاری و یادگیری موضوعات مورد نیاز است.

پس رسیدن به هر حرفه‌ای شدنی است. از برنامه‌نویسی، تا طراحی، کارآفرینی و حتی آشپزی فقط با یادگیری مباحث لازم می‌توانیم رویای خود را تحقق ببخشیم.

رشد و تغییر برای خروج از روزمرگی

رشد یا تغییر؟

عادی شدن وظایف و مسئولیت‌ها هم نقش بزرگی در یکنواختی زندگی دارد. یعنی ممکن است شما عاشق شغل خود باشید اما باز هم از روزمرگی رنج ببرید. در این مواقع شاید تغییر کردن راه حل درستی نباشد بلکه وقت آن رسیده باشد که یک پله در شغل خود حرفه‌ای‌تر شوید.

با ترفیع پیدا کردن مسئولیت‌های تازه‌ای خواهند آمد که قطعا تا مدت‌ها گذران وقت را از یکنواختی خارج می‌کنند. اگر توان ما برای مسئولیت‌های جدید کافی باشد، همیشه می‌توانیم به پیشرفت شغلی به عنوان راه‌حلی برای دوری از روزمرگی نگاه کنیم.

برای ترفیع و تخصصی‌تر شدن کاری که می‌کنیم، جدا از بحث نظم و کیفیت انجام فعالیت‌ها به یادگیری نیازمندیم.

در نهایت برای بهبود در زندگی‌ حرفه‌ای‌تان شاید تخصص خود را بیشتر کنید یا اصلا تغییر مسیر دهید. در هر دو ادامه حرکت در هر یک از این حالت‌ها در گروی یادگیری چیزهای تازه است!