در سومین هفته شهریور ماه ۹۶ هستیم. جالب‌ترین مناسبتی که در این هفته داریم، روز جهانی برنامه‌نویس است! فرصتی خوب برای برگزاری یکی دیگر از برنامه‌های «از متخصص بپرسید». برای این قسمت از برنامه‌های زنده‌ای که داریم، به سراغ یکی از برنامه‌نویس‌های باحال و با تجربه ایرانی یعنی جادی میرمیرانی رفتیم!

به‌دلیل محبوبیت خوب جادی در زمینه‌ برنامه‌نویسی و IT، وقت شما رو با بیوگرافی او که به‌سادگی می‌تونید در وب فارسی پیدا کنید، نمی‌گیریم. پس مثل همیشه و پیش از آغاز برنامه‌ لایو که در اینستاگرام ما پخش می‌شه، گپ‌وگفتی کوتاه با مهمان برنامه داریم که در ادامه این مطلب می‌خونید…

در پایان مطلب تیزر برنامه زنده رو هم خواهید دید.

 

کشفی برای پیشروی!

باتوجه به تخصص جادی در حوزه لینوکس و سایر برنامه‌های متن‌باز، موضوع برنامه رو قدم‌های اولیه در یادگیری لینوکس انتخاب کردیم. ادامه مصاحبه را خودتون بخونید…

 

  • ● جادی چی شد که مسیر زندگیت تو رو به کامپیوتر و برنامه‌نویسی رسوند؟

ـ احتمالا خانواده و علاقه شخصی. من از بچگی با کامپیوترها بزرگ شدم. از شش سالگی اولین کامپیوتر قابل برنامه‌نویسی رو داشتم و اینجور چیزها. یک نفر در فامیل ایده‌اش این بود که کامپیوتر برای بچه‌ها جالبه و در نتیجه منم صاحب یکی شدم. بعد از اون تا راهنمایی دیگه با زبان C# کار می‌کردم و از کار کردن باهاش خوشحال بودم. در دوران دبیرستانم بود که اولین شبکه‌های کامپیوتری به ایران رسیده بودن، با گروهی از آدم‌های مشابه آشنا شدم و رفتیم سراغ لینوکس و بقیه ماجراها.

 

  • ● در تیزر برنامه زنده فرانش، خودت رو جامعه شناس هم معرفی کردی! داشتی شوخی می‌کردی یا مطالعات و منظور خاصی داری از اشاره به این عنوان؟
پیشنهاد فرانش به شما
گیمیفیکیشن چیست؟

ـ فوق لیسانس من جامعه شناسی است. همیشه هم فرار می‌کنم از اینکه یک فرد صرفا فنی دیده بشم. به نظرم بحث‌های فلسفی، انسانی، اجتماعی و غیره اگر پر‌اهمیت تر از بحث‌های فنی نباشن، کم اهمیت‌تر نیستن.

دیدگاه انسان اون چیزی است که زندگی‌اش رو تعیین می کنه وگرنه بحث فنی که در هر کتابی پیدا می شه و یک جواب درست هم داره که می‌شه رفت و یادش گرفت.

 

  • ● خیلی‌ها تو رو با تخصص‌ات در لینوکس می‌شناسن و از آموزش‌هایی که میدی هم استفاده می‌کنن. چی شد که به این سطح از مهارت در لینوکس رسیدی؟

ـ یک روش ساده داشتم. هر چیزی دیدم که بلد نبودم رو سعی کردم اول درست یاد بگیرم و بعد یاد بدم. کلا روش من این بود که در فروم لینوکس می چرخیدم و هر چیزی که برایم جالب بود و پرسیده شده بود رو می‌گشتم و یاد می‌گرفتم و جواب می‌دادم. شیوه یادگیری من در بقیه چیزها هم خیلی وقت‌ها به همین شکله. مثلا این روزها برای دنیای دوچرخه‌ها!

 

  • ● انگیزه‌ات برای یادگیری لینوکس چه بود؟

لینوکس یک کشف بود. سیستم عاملی که اجازه می داد خیلی مستقیم‌تر به اینترنت وصل باشیم. یعنی کامپیوتر کاملا تبدیل می شد به یک node از اینترنت و این فوق‌‌العاده بود. البته مطمئنا همه این کارها رو می‌شد در ویندوز هم کرد اما لینوکس به شکل پیش‌فرض، ذاتی، درون‌ساز و حتی فلسفی همه سرویس‌های مورد نظر رو داشت.

اون موقع کامپیوترها به اینترنت وصل نبودن و در نتیجه باید برای سرگرم شدن واقعا با خود کامپیوتر کار می‌کردین: رویش برنامه می‌نوشتین و با سیستم عامل‌ور می‌رفتین. لینوکس این فرصت رو می‌داد که در دریایی بزرگ غرق باشیم یا حتی اینترنتی درست کنیم با یک کامپیوتر. همین که بشه روش سرور نصب کرد و بهش وصل شد فوق العاده بود.

پیشنهاد فرانش به شما
آزمون آیلتس و چالش‌های آن

 

  • ● با توجه به موضوع برنامه، می‌تونی بگی یادگیری لینوکس برای یک برنامه‌نویس ایرانی به چه کاری میاد و نقاط مثبتش چیه؟

ـ تقریبا تمام اینترنتی که می‌شناسیم و تمام سرویس‌های مهم همه‌جا با لینوکس کار می‌کنن. مثل این می‌مونه که بخواین یک راننده استخدام کنین و گزینه‌تون بین کسی باشه که از موتور هم سر در‌میاره و کسی که فقط رانندگی بلده. معلومه که اولی معمولا گزینه بهتری است.

کسی که لینوکس بلده، درک دقیق‌تری داره از اینکه اینترنت چطوری داره کار می‌کنه. البته کلی هم برنامه‌نویس حرفه‌ای ویندوز هست که از اینترنت به‌خوبی سر در میارن یا اصولا سرور ویندوزی استفاده می‌کنن (بخصوص در ایران). این دیگه انتخاب آدم‌ها است ولی دونستن چیزی که همه سوپرکامپیوترهای دنیا و بخش عظیمی از اینترنت رو می‌چرخونه، مطمئنا برای یه مهندس کامپیوتر مفیده.

 

  • ● بهترین راه شروع برای یادگیری لینوکس به‌نظرت چیه؟

ـ نصب کردن،‌ تست کردن، تلاش کردن و دنبال راه حل گشتن. در وبلاگ من از سمت چپ یک منو هست به اسم «راهنماهای شروع»، اونجا خیلی مفصل‌تر در مورد شروع اون توضیح دادم.

 

  • ● بعضی‌ها معتقند که باید برای موفق شدن در یک موضوع تخصص زیادی پیدا کنی و وقتت رو به مسائل دیگه اختصاص ندی اما برخی هم میگن آدم‌ خوبه که مدام کنجکاوی کنه و چیزهای مختلف رو یاد بگیره. تو کدوم روند رو دنبال و پیشنهاد می‌کنی؟

ـ من طرفدار چیزهای زیاد، متنوع، شاد، باحال و جدید یاد گرفتن هستم! کلا میگم آدم باید زیگزاگ حرکت کنه و سوادش تقاطعی باشه از چیزهای مختلف. مثلا مهندس مخابراتی که برنامه‌نویسی بلده. یا برنامه‌نویسی که لینوکس بلده یا معماری که هوش مصنوعی می‌دونه یا شاعری که دیتابیس می‌فهمه.

پیشنهاد فرانش به شما
درآمد 10 میلیونی فرید اسدی با فرانش

این هم زندگی رو شادتر می کنه و هم فرصت ها رو بیشتر و دقیق تر. معلومه که ضد تخصص نیستم. اتفاق میگم هر چیزی که یاد می‌گیریم رو خوبه دقیق یاد بگیریم و آدم‌هایی هم هستن که فقط یک گوشه از یک سیستم رو خیلی کامل و خوب بلدن. اون هم عالیه ولی کسی نیست که من به شخصه می‌خواهم باشم. دوستارم حق انتخاب زیاد داشته باشم و بتونم راحت حرکت کنم و به چیزهای جدید سرک بکشم!

 

  • ●جدا از یادگیری به‌نظرت چطور یک برنامه‌نویس می‌تونه شناخته‌تر بشه. برای اینکار چه مهارت‌هایی لازم داره؟

ـ با مشارکت کردن. این باید خیلی مرسوم بشه. چیزهایی که یاد می‌گیرین رو درس بدین و بنویسین. توی کدهای دیگران کارهای مثبت بکنین. باگ حل کنین. وبلاگ بنویسین و تا جایی که می‌تونین به جامعه چیزهای مفید برگردونین. اینطوری هم شناخته می‌شید و هم تجربه خوبی به دست میارین. اگر کسی می خواد شناخته بشه باید کمی حوصله کنه و وقت بذاره برای دیگران. کپی/پیست کردن بقیه روش درستی نیست.

 

تصویری بامزه از جادی میرمیرانی

 

  • ● خودت در جامعه نرم‌افزاری ایران به خوبی شناخته شده هستی. چه‌کارهایی کردی که باعث شد دیگران به حرف‌هایت بیشتر از سایرین اهمیت قائل بشن و به اینجا برسی؟

ـ حداقلش اینه که من پونزده ساله منظم می‌نویسم. هر کس دیگری هم بود احتمالا تا حدی شناخته شده می‌شد. البته در جای خاصی نیستم و حرفم بیشتر از بقیه فکر نکنم اهمیت داشته باشه اما به هرحال استمرار مهمه و اینکه سعی کردم چیزهایی که بلدم رو دوستانه و شاد منتقل کنم .

پیشنهاد فرانش به شما
امروز کارآموزی، فردا متخصص (۲)

 

  • ● مهم‌ترین کارهای اشتباهی که آینده شغلی و پیشرفت یک برنامه‌نویس رو تهدید چه چیزهایی هستند؟

ـ همیشه می‌گم «از خود جلو زدن». یعنی طرف چیزی نشون بده که واقعا نیست. بگه فلان چیز رو بلده و اداش رو هم در بیاره ولی اونو بلد نباشه. بگه می‌تونم فلان چیز رو بسازم و ساخته‌ام بدون اینکه زیربنایش رو بدونه. اینکار هم با بلوف زدن پیش میاد هم با کپی/پیست کردن. اینجوری دیگه هیچ وقت فرصت نمی‌کنیم چیزی رو پایه‌ای یاد بگیریم و هی باید دروغ‌های بزرگ و بزرگ‌تر بگیم. تلاش برای سریع مشهور شدن هم زیر مجموعه همین ماجرا است. برای پیشرفت، آسانسور وجود نداره، ‌باید قدم‌به‌قدم رشد کرد.

 

  • ● بهترین توصیه‌ات به علاقه‌مندان ورود به کار حوزه IT چیه؟

ـ وارد بشن!

 

  • ● ممنون از وقتی که گذاشتی. به عنوان آخرین سوال، اگر حرفی یا نگرانی به‌خصوصی داری که می‌خوای به افراد علاقه‌مند این حوزه بگی، می‌توانی آن را الان مطرح کنی.

ـ حرف خاصی ندارم. منتظرم ببینیم دوستان چه سوالاتی دارن که با هیجان جواب بدیم. ‌ممنون از شما و فرصت بانمک و خوب.