{{serviceMessage.text}}
مدت زمان تقریبی مطالعه: ۳ دقیقه   |   نویسنده:‌ فرانش

نه، شکست کارآفرین زمینه‌ساز موفقیت بعدی‌اش نیست

در دنیای استارتاپ‌ها، برچسب کارآفرین سریالی تقریبا یک نشان افتخار محسوب می‌شود؛ یعنی این اولین ماجراجویی تو نیست. کارآفرین‌ها در نظرسنجی‌ای دربارهٔ عوامل موثر در موفقیت‌شان، موفقیت‌های گذشته و شکست‌های گذشته را بعد از تجربهٔ کاری قبلی بالاتر از هر عامل دیگری قرار دادند. اما پژوهش جدیدی از مرکز پژوهش‌های اقتصادی اروپا کمی ما را به شک می‌اندازد. پژوهشگران این مرکز با استفاده از داده‌های نظرسنجی، موفقیت و شکست ۸۴۰۰ سرمایه‌گذاری کارآفرینانه را در آلمان بررسی کردند، و اینکه تجربهٔ قبلی بنیان‌گذار چقدر در پیش‌بینی نتیجهٔ کار موثر است. آنها به این نتیجه رسیدند که کارآفرینانی که قبلا موفق بودند در ماجراجویی بعدی‌شان شانس موفقیت بیشتری نداشتند، و بنیان‌گذارهایی که قبلا شکست خورده بودند بیشتر از کارآفرین‌های تازه‌کار احتمال داشت که دوباره شکست بخورند. حتی با متوازن کردن نتیجهٔ تحصیلات و تفاوت حوزهٔ کار هم باز این نتایج پابرجا بود.

البته سنجش کارآفرینی کلا کار سرراستی نیست – در چنین نمونهٔ آماری، کارآفرینی که از سر نیاز کسب‌وکاری را شروع کرده در کنار کارآفرینی قرار می‌گیرد که به دنبال سرمایه‌گذاری‌های خوش‌رشد جدید است. برای همین پژوهشگران دوباره روابط بین زیرمجموعه‌ها را بررسی کردند، مثلا بین کسب‌وکارهای فناوری که به منظور ما از استارتاپ نزدیک‌ترند. باز هم موفقیت گذشته چندان نوید موفقیت آینده را نمی‌داد، و شکست‌های گذشته همچنان نرخ ورشکستگی بالاتری را پیش‌بینی می‌کرد.

آیا واقعا موفقیت گذشته در کارآفرینی، شانس کسی را برای موفقیت استارتاپ آینده‌اش بیشتر نمی‌کند؟ یکی از محدودیت‌های این پژوهش این بود که فقط به «دوام آوردن» کسب‌وکار نگاه کرده و نه رشد. پس از نظر خصوصیات بنیان‌گذاری که مثلا شانس رسیدن شرکتش به ارزش میلیارد دلاری یا وارد بورس شدن را بیشتر کند، چیزی به ما نمی‌گوید. البته این اولین مطالعه‌ای نیست که این تصور را به چالش می‌کشد - اینکه کارآفرین با شکست به بلوغ می‌رسد و شکست زمینه‌ساز موفقیت‌های آینده است. در یک پژوهش دیگر روی کارآفرین‌های بریتانیایی در ۲۰۱۱ هم مشخص شد که کارآفرین‌های سریالی اغلب از عبرت گرفتن از شکست‌های گذشته‌شان دوری می‌کنند، و به خود می‌باورانند که راهشان درست بوده، تا کمی روی ضربهٔ روانی‌اش مرهم گذاشته باشند.

اما پژوهشگران در این پژوهش عاملی را پیدا کردند که با نرخ موفقیت کارآفرینی رابطه مثبتی داشت: تحصیلات، که از دید آنها شاهدی بر «مهم‌تر بودن توانایی از تجربه» است. مقالهٔ دیگری در سال ۲۰۱۳ هم سطح تحصیلات بالاتر کارآفرین‌های سریالی را (در کنار عوامل دیگری) نشانهٔ اهمیت بیشتر توانایی نسبت به تجربه دانسته بود. البته خیلی از بنیان‌گذارها ممکن است از این گفته که تحصیلات از معیارهای توانایی کارآفرینی است برآشفته شوند، اما این دیدگاه لزوما با این یافته‌ها در تناقض نیست. تحصیلات شاید معیار مشکوکی برای سنجش توانایی کارآفرینی باشد، ولی کلا نکته این است که تشخیص این توانایی کار ساده‌ای نیست. برای همین سرمایه‌گذارها بیشتر موفقیت گذشته را به عنوان معیار در نظر می‌گیرند. به عبارت دیگر ارزش موفقیت قبلی کارآفرین شاید در این نیست که تجربهٔ لازم را کسب کرده، بلکه بیشتر راهی برای سرمایه‌گذار است که توانایی بنیان‌گذار را تخمین بزند.

این دیدگاه با مطالعهٔ دیگری که دانشکده کسب‌وکار هاروارد در ۲۰۰۹ روی استارتاپ‌های سرمایه‌گذاری‌شده انجام داد هم سازگار است. آن مطالعه می‌گفت که کارآفرینی که قبلا موفق بوده در سرمایه‌گذاری بعدی هم احتمالا موفق‌تر است (و کارآفرین شکست‌خورده هم به اندازهٔ یک تازه‌کار شانس موفقیت دارد.) اما نتیجه‌گیری‌اش این بود که نرخ موفقیت بالاتر کارآفرینی قبلی شاید بیشتر به مهارت یا توانایی مربوط باشد، و «تجربهٔ قبلی» به خودیِ خود ارزش خیلی بالایی ندارد.

اینکه شرکت‌های VC هم در دوران پسا-زاکربرگ به دنبال بنیان‌گذارهای جوان‌تر رفته‌اند هم شاید به همین نکته برگردد. (متوسط سن بنیان‌گذارهای شتابدهندهٔ استارتاپ معروف YCombinator ۲۶ سال است.) در واقع این سرمایه‌گذاری‌ها به جای آنکه روی نیروی جوانی شرط بسته باشند، احتمالا بر اساس این باور است که توانایی بهتر از تجربه است. فارغ از این که دیدگاه YCombinator واقعا چیست، استعداد بنیان‌گذار قطعا از مهم‌ترین چیزهایی است که یک در سرمایه‌گذاری به آن نگاه می‌شود. موفقیت گذشته شاید فقط راهی برای سنجش همین نکته باشد.