{{serviceMessage.text}}
مدت زمان تقریبی مطالعه: ۱۱ دقیقه   |   نویسنده:‌ فرانش

طراحی تجربه‌ی کاربری برای وسایل پوشیدنی

از زمان ظهور گوشی آیفون دیگر چیزی جذاب‌تر از دستگاه‌های پوشیدنی نداشته‌ایم. این وسایل در تمام سال گذشته، پرطنین‌ترین نام صنعت فناوری بوده‌اند. حالا که مدت زیادی به عرضه‌ی Apple Watch نمانده است و بالاخره چیزهایی از فهرست محصولات پوشیدنی اپل و قابلیت‌های آنها می‌دانیم، می‌توانیم درباره‌ی طراحی تجربه‌ی کاربری برای این نوع دستگاه‌ها صحبت کنیم.

این دستگاه‌های موسوم به پوشیدنی (wearable)، نسبت به طراحی متعارفِ تجربه‌ی کاربری برای وب و موبایل رویکرد متفاوتی خواهند داشت. این تفاوت دربرگیرنده‌ی طراحی برای دستگاه‌های متعدد یا برای دیگر دستگاه‌های خارجی هم می‌شود که دستگاه پوشیدنی مورد نظر ما قرار است به آنها وصل شود. این یکی از بی‌مانندترین شکل‌های تجربه‌ی کاربری است - قالبی که تجربه‌ی کاربری مبتنی بر وب را با تجربه‌ی کاربریِ متعارف و سنتی ترکیب می‌کند. قالبی که از طراحی محصول فیزیکی بسیار فراتر می‌رود.

ساعت هوشمند اپل یا اپل واچ

برای چه کسی طراحی می‌کنیم؟ - تعریف شخصیت کاربر

دستگاه‌های پوشیدنی در وضعیت فعلی‌شان، فعلا در مرحله‌ی ابتدایی خود هستند. این یعنی می‌توانیم با تمرکز روی قشر و گوشه‌ی خاصی از اجتماع که بیشتر با این نوع محصولات سروکار دارد، سوژه را محدود کنیم. این کار به ما کمک می‌کند یک درک کلی پیدا کنیم که تجربه‌ی کاربری چقدر می‌تواند پیشرفته باشد، و از آنجا که این دسته از کاربران با دیگر محصولات فناوری هم آشنا هستند و خیلی سریع هم یاد می‌گیرند، درکی از شیوه‌ی عملکرد مطلوب برای دستگاه پیدا کنیم.

می‌توانیم تصور کنیم که کاربرِ نوعی، در دهه‌ی بیست یا سی عمرش قرار دارد و درآمد بالاتر از متوسطی هم دارد. این آدم‌ها ذهن بازی دارند و به استقبال چیزهای نو می‌روند. این یعنی به احتمال زیاد با انواع دیگر تعامل با محصولات آشنا هستند و احتمالا انواع تجربه‌های کابری را هم داشته‌اند و قبلا از انواع دستورات اشاره‌ای (gestures) استفاده کرده‌اند. در کل می‌توانیم تصور کنیم تا به حال دست‌کم چند گوشی هوشمند به دست گرفته‌اند.

این افرادِ خوره‌ی فناوری بیشتر وقتشان را آنلاین هستند، و اغلب در سایت‌های اخبار فناوری، ابزارک‌ها، اپل، اندروید، و شاید حتی وبسایت‌های مرتبط با استارت‌آپ‌ها، توسعه و طراحی گشت می‌زنند. این یعنی از نظر پیشرفتگی تعامل کاربری (User Interaction) با کمتر محدودیتی روبرو هستیم. با این حال اندازه‌ی صفحه، فناوری، و رویکرد طراحی نقش خیلی حساسی در فرایند طراحی تجربه‌ی کاربری بازی می‌کنند، که در زیر به آن خواهیم پرداخت.

ویژگی‌های اصلی دستگاه‌های پوشیدنی امروز

در حال حاضر در بازار دو دسته محصول وجود دارد که می‌توانیم درباره‌شان صحبت کنیم. چشمی (eyewear) یا عینک هوشمند، و ساعت هوشمند یا smart watch.

عینک هوشمند گوگل یا گوگل گلس

ویژگی اصلی در بیشتر دستگاه‌های پوشیدنیِ چشمی، قابلیت استفاده از ناوبری (navigation) و مکان‌یابی برای پیگیری محل ما و ارائه‌ی مسیرها یا اطلاعات محلی، ضبط ویدیو و گرفتن عکس، و همین‌طور جستجوی آنلاین است.

از سوی دیگر، ساعت‌های هوشمند بیشتر ویژگی‌هایی دارند که مربوط به پیگیری وضعیت جسمانی و فعالیت‌های مرتبط با سلامتی، و تعامل و تراکنش است. آنها هم معمولا قابلیت مکان‌یابی، گوش دادن به موسیقی، پرداخت NFC  یا ارتباط برد کوتاه (Near Field Communication)، و برقراری تماس تلفنی را دارند.

از نظر برنامه، ساعت‌های هوشمند نسبت به چشمی‌های هوشمند برنامه‌های خیلی بیشتری در اختیار دارند، و در بازه‌ی قیمت پایین‌تری قرار می‌گیرند. در نتیجه می‌توانیم تصور کنیم که پذیرش اولیه‌ی بهتری هم خواهند داشت. این نکته که ساعت هوشمند مداخله‌ی کمتری در جریان معمولی زندگی ما دارد، باعث می‌شود برای جا افتادن پوشیدنی‌ها رویکرد ملایم‌تری به حساب بیاید. با این حال، عینک هوشمند هم قابلیت تعامل کاربری خیلی پیچیده‌تری را دارد، و در نتیجه برای تعامل‌های پیشرفته‌تر یا نسل بعدی پوشیدنی‌ها مناسب‌تر است.

آیا واقعا می‌توانیم در نسل اول این محصولات از طراحی تجربه‌ی کاربری حرف بزنیم؟

مثل باقی محصولات نسل اولی، تعامل و قابلیت‌هایی که می‌توان پیاده‌سازی کرد تقریبا محدودیتی ندارد. این مسئله کار طراحی یک تجربه‌ی کاربریِ به‌یادماندنی که استفاده از آن هم راحت باشد را سخت می‌کند. با این حال این کار شدنی است، اگرچه به نظرم وقتی که نسل دوم یا سوم این محصولات از راه رسیدند آن‌وقت می‌توانیم واقعا از این طرح‌ها و ایده‌ها در کارمان استفاده کنیم.

به‌خاطر قابلیت‌های بی‌مانند و فزاینده‌ی وسایل هوشمند، که به مرور مرزهای کاربرد آنها را برای ما جابجا خواهد کرد، انتظار می‌رود که در سال‌های پیش‌رو نرخ پذیرش بالایی را تجربه کنند. در حال حاضر این دستگاه‌ها را می‌توانیم صرفا لوازم جانبیِ گوشی و تبلت تصور کنیم، که اجازه می‌دهند همان کارهای قبل را سریعتر و راحت‌تر انجام دهیم. این چیزی است که سطح تجربه‌ی کاربری را ارتقا می‌دهد.

در آینده‌ی نزدیک چه انتظاری از آنها می‌توانیم داشته باشیم

تمام کارها و برنامه‌های ساده‌ای که فقط گاه‌به‌گاه استفاده می‌کنید، بله، همان‌هایی که فقط به خاطر شلوغ کردن دستگاه هوشمند کنارشان می‌گذارید (مثل ماشین‌حساب یا Shazam)، ممکن است روی وسیله‌ی پوشیدنی بیشتر قابل‌استفاده باشند. به این خاطر که دسترسی به آنها خیلی راحت تر می‌شود، و دیگر نیازی نیست هر بار تبلت به دست بگیرید یا گوشی را از جیبتان درآورید.

این راحتیِ استفاده را شاید بتوان به اپ‌های تحت وبِ محبوب هم تعمیم داد تا قابلیت‌های خاصی را روی این نوع دستگاه‌ها ارائه دهند. مثلا چک‌اینِ تک‌کلیکیِ فیسبوک، یا قابلیت «چه کسی پروفایل شما را دیده» در لینکدین، یا اعلان‌های (notification) توییتر، و از این قبیل. با این شیوه، تعامل و کارهای ساده خیلی راحت و آسان می‌شود. بعضی انواع دیگر تعامل و یکپارچه‌سازی که در شاید در آینده ببینیم از این قبیل است:

  • NFC که امکان می‌دهد از ساعت هوشمند به جای بلیت مترو و اتوبوس استفاده کنیم و دیگر وقتمان را صرف خریدن بلیت نکنیم.
  • خدمات تاکسی که به کاربرها یک شماره می‌دهد، تا تاکسی‌ها بدانند کدام مناطق بیشتر به تاکسی نیاز دارند. همین‌طور تاکسی‌ها می‌توانند سریعتر و به نوبت زمانِ رزرو مسافرها را سوار کنند، که نیاز به سوت زدن یا تنه زدن برای گرفتن تاکسی را برطرف می‌کند.
  • تاباندن پیکو پروژکتور یا پروژکتور دستی روی یک سطح یا روی دست، که به کاربر امکان می‌دهد اعلان‌ها را راحت بخواند یا ارسال آنها به دستگاه چشمی.
  • NFC که پرداخت همراه را آسان کند، و به راحتی بتوان با آن چیزهایی مثل بیزنس کارت، ویدیو، تصویر، و غیره را با ساعت‌های دیگر به اشتراک گذاشت.
  • عوض کردن موسیقی در خانه از طریق Apple Airplay، Spotify، یا نرم‌افزارهای مشابه، و سخت‌افزار سازگار، که بتوان با کنترل‌های روی وسیله‌ی پوشیدنی به راحتی آنها را کنترل کرد.
  • کم کردن نور یا روشن کردن تهویه در موقع رسیدن به خانه، از طریق چراغ‌های هوشمند و استفاده از GPS پوشیدنی یا ارتباط بی‌سیم خانه.
  • با ورود به فروشگاه و زدن روی صفحه‌ی وسیله‌ی پوشیدنی، صفحه‌ی فروشگاه را لایک بزنیم و تخفیفی بگیریم که در کیف پول مجازی‌مان ذخیره شود.
  • چشمک زدن یا لرزیدن، موقعی که به یک ارتباط وای‌فای آزاد یا یک نقطه‌ی دیدنی می‌رسیم.
  • اشتراک خودکار بلاگ یا خوراک خبری (news feed) که روی تبلت یا گوشی می‌بینیم، فقط با زدن یک دکمه.
  • گشت‌وگذار راحت در بازارچه‌های بزرگ از طریق مکان‌یابی دقیق که اعلان‌هایی مثل این می‌دهد: «500 قدم جلوتر به سمت چپ بپیچ تا به فروشگاه ایکس برسی.» همین کار را برای پیدا کردن ماشین در پارکینگ هم می‌شود انجام داد.
  • اعلان‌های مبتنی بر محل، که در مورد حراج و تخفیف در فروشگاه‌های اطراف خبر می‌دهد.
  • تماس ویدیویی و ضبط ویدیو برای ساعت‌های هوشمند که فقط وقتی به صفحه نگاه می‌کنیم، روشن شود. شبیه وقتی که روی وسیله‌ی چشمی به ساعت یا ویدیوی در حال پخش نگاه می‌کنیم.
  • خبر دادن از حضور دوستان و خانواده در نزدیکی محل ما، که بتوانیم مثلا در را برایشان باز کنیم.
ساعت هوشمند موتورلا

چرا برای مصرف‌کننده جذاب خواهد بود

برای استفاده از گوشی هوشمند، چک کردن ایمیل، یا دیدن اعلان‌هایی که دریافت کرده‌ایم لازم است که دست توی جیب ببریم، گوشی را در بیاوریم و اعلان‌ها را نگاه کنیم، و بعد دوباره گوشی را در جیب فرو کنیم، حتی اگر واقعا اعلان جدیدی نیامده باشد. این کار باعث می‌شود عادت کنیم همیشه در حال چک کردن گوشی باشیم.

وقتی تمام مدت یک ساعت هوشمند به دستمان باشد، تمام این عادت و روتین را می‌توان به راحتی زیر و رو کرد؛ و عینک هوشمند هم به شیوه‌ی خود چنین کاری می‌کند. در نتیجه وقتی اعلانی می‌رسد، به راحتی باخبر می‌شویم و در عین حال این تعامل اضافی، صرفا به نگاه کوتاهی به ساعت مچی خلاصه می‌شود، به همین راحتی.

سه نکته‌ای که در طراحی برای دستگاه‌های هوشمند باید در ذهن داشته باشیم

در حال حاضر، وسایل پوشیدنی خیلی محدودند چون اشارات پیچیده را نمی‌توان روی صفحه‌ی کوچکشان انجام داد. در واقع، اگر بخواهیم به همان شکل که با گوشی هوشمندکار می‌کنیم با ساعت هوشمند هم کار کنیم، انگشت‌مان تمام صفحه را می‌گیرد و در نتیجه دیدن صفحه سخت می‌شود. پس تا وقتی که ساعت هوشمند و عینک هوشمند با دیگر وسایل هوشمند مثل گوشی و تبلت یکپارچه‌تر شوند، فقط می‌توانیم تعامل کاربری ساده طراحی کنیم.

تعامل با انواع دیگر دستگاه‌ها هم در آینده‌ی نزدیک ممکن خواهد بود. این امر به کاربر امکان می‌دهد که تجربه‌ی کاربری جدیدی داشته باشد، مثلا وقتی وارد فروشگاه می‌شود نام خودش را روی صفحه‌ی بزرگ فروشگاه ببیند. یک نمونه‌ی دیگر از یکپارچه‌سازی‌های ممکن، این است که کاربر با وسیله‌ی خودش کمک بخواهد و یکی از کارکنان فروشگاه برای راهنمایی او از راه برسد. ولی فعلا این چند نکته‌ی کلیدی را باید در طراحی برای وسایل پوشیدنی در ذهن داشته باشید:

1. قابل‌استفاده طراحی کنید

اول از همه، باید درک کنید که پوشیدنی‌ها اساسا صفحه‌ی کوچکتری برای تعاملِ کاربر دارند. اگر گوگل گلس امکان می‌داد که رابط کاربری‌اش را همزمان جلوی هر دو چشم ببینیم، چه می‌شد؟ جلوی دیدمان را می‌گرفت و راه رفتن را سخت می‌کرد، و احتمال اینکه زیر ماشین می‌رفتیم زیاد می‌شد.
ساعت هوشمند هم همین‌طور است - اندازه‌ی صفحه کوچک است و تعامل ما با دستگاه محدود به چند اشاره‌ی اندک می‌شود و شرایط فعالیت کنونی کاربر مثل راه رفتن، دویدن، دراز کشیدن یا نشستن هم مسائل خودش را اضافه می‌کند. در نتیجه باید حواسمان باشد که این تعامل ممکن است در حین یکی از این فعالیت‌ها انجام بگیرد، مثلا تصور کنید که دارید می‌دوید، و روی یک صفحه‌ی کوچک چند ردیف متن ریز می‌بینید که نمی‌توانید بخوانید، چون ساعتتان در اثر دویدن دارد تکان می‌خورد.

2. به قابلیت‌های اصلی بچسبید

می‌رسیم به دومین نکته‌ای که باید حواستان به آن باشد - یعنی پیچیدگی. نباید عناصر زیادی در صفحه بچینید، چون برای کاربر تعامل با آنها سخت خواهد بود. همین‌طور باید دقت کرد که کاربری که چشمش ضعیف باشد، خواندن صفحه برایش سخت‌تر است. در نتیجه در موقع طراحی اپ‌های پیچیده‌تر، سعی کنید این عناصر را در صفحات متعدد بچینید که با لغزاندن از گوشه‌ی صفحه به راحتی بشود بین‌شان جابجا شد. این یعنی باید فقط به قابلیت‌های اصلی چسبید که آن هم باید با عناصر بزرگ و ساده در رابط کاربری ارائه شود. این راهبرد باعث می‌شود که اپ شما به‌خاطر سادگی و راحتی‌اش توسط اکثر کاربرها قابل استفاده باشد.

3. وسایل پوشیدنی را به چشم لوازم جانبی دستگاه‌ها ببینید

وقتی نسل دوم یا سوم وسایل پوشیدنی از راه برسد، تعامل بیشتری بین وسایل هوشمند خودمان مثل تبلت، گوشی و کامپیوتر با ساعت و عینک هوشمند خواهیم دید. این یعنی وقتی دارید برای گوشی یا تبلت یک اپ طراحی می‌کنید، بهتر است در ابتدا ساعت هوشمند را لوازم جانبی یا روش جانبی ورود اطلاعات به آن دستگاه‌ها در نظر بگیرید. برای شما، این‌ها وسیله‌ای است که کمک می‌کند قابلیت‌های اصلی یا پایه‌ی اپ‌تان را سریعتر اجرا کنید، و در همین حال باید حواستان به عمل مشخصی که در دستگاه الف اتفاق می‌افتد، و واکنشی که در دستگاه ب باید نشان داده شود هم باشد. اینکه تعامل را غریزی و هیجان‌انگیز طراحی کنیم، تفاوت بین بهترین و بدترین تجربه‌ی کاربری برای مشتری شما است.

اینستاگرام روی ساعت مچی هوشمند

نگاه کوتاهی به کارهایی که Apple Pay و Apple Watch در آینده خواهند کرد

من این مثال خلاصه را طرح ریخته‌ام که درک کنید تعامل کاربر در وسایل پوشیدنی چه فرقی با دستگاه‌های هوشمند کنونی می‌تواند داشته باشد. این مثال نشان می‌دهد که چطور پوشیدنی‌ها می‌توانند تجربه‌ی کاربر-محور و لذتبخش‌تری ارائه دهند که بسیار در دسترس و غریزی باشد.

  1. کاربر وارد فروشگاه می‌شود.
  2. روی وسیله‌ی پوشیدنی‌اش اعلانی دریافت می‌کند که حدودا چنین چیزی می‌گوید: «عصر بخیر پیتر، به فروشگاه ما خوش‌آمدی!»
  3. فرض کنیم Apple Pay قادر است به یاد بیاورد که این پنجمین بازدید پیتر از این فروشگاه است. در نتیجه می‌تواند به‌خاطر وفاداری مشتری به او تخفیف بدهد، یا اینکه به کاربر خبر داده می‌شود که در حال حاضر حراج لپ‌تاپ در جریان است (بر اساس شناسایی خودکارِ روندِ خریدهای گذشته‌ی کاربر).
  4. کاربر بعد از اینکه سبدش را از کالا پر کرد، می‌رود تا یا از حراج استفاده کند یا تخفیفش را دریافت کند. در نتیجه می‌توانیم اولین نوع تعامل را ببینیم - یعنی اعلان اطلاعاتی.
  5. وقتی کاربر به سمت صندوق رفت و صندوق‌دار مبلغ را جمع زد، مبلغ روی وسیله‌ی پوشیدنی نمایش داده می‌شود و از کاربر پرسیده می‌شود که آیا می‌خواهد آن را پرداخت کند یا نه. در اینجا دومین نوع تعامل را داریم - یعنی تعامل با وسایل دیگر، و تایید مبتنی بر مکان.
  6. کاربر تایید می‌کند و این اطلاعات پردازش می‌شود، و در همین حال رسید به کیف پول اپل فرستاده می‌شود، که روی ابر (cloud) قرار دارد. بعد این رسید دوباره روی آیفون، آیپد و دیگر محصولات مکِ کاربر ارسال می‌شود. به این طریق مقدار زیادی کاغذبازی و مدیریت حذف می‌شود، و یک راهکار پرداخت دوست‌دار محیط زیست به دست می‌آید. جدا از مزایای گفته شده، تجربه‌ی کاربری به مراتب بهتر خواهد بود چون دیگر لازم نیست کاربر منتظر بماند تا رسید چاپ شود و به دستش بدهند، و بعدا هم رسید را گم نمی‌کند.

به این طریق، کاربر اطلاعات تمام خریدهایش را دارد، و موقع پر کردن فرم مالیات و مدیریت هزینه‌های شخصی، زندگی‌اش راحت‌تر می‌شود چون تمام رسیدها به‌طور خودکار در جای خودشان مرتب شده‌اند. در مدیریت هزینه‌های شخصی یک نفع دیگر هم برای کاربر دارد که می‌تواند در خریدهای آینده از تخفیف برخوردار شود. ذخیره‌ی این نوع داده‌ها روی گوشی یا تبلت هم در فضای ساعت هوشمند صرفه‌جویی می‌کند، و در همین حال به خاطر صفحه‌ی بزرگتر و کنترل‌های اشاره‌ای که دستگاه‌های امروز فراهم می‌کنند، تجربه‌ی مرور خیلی بهتری به‌دست خواهد داد. با پیگیری این نوع داده‌ها می‌توان به کاربر اطلاع داد که در همین فروشگاه بغلی می‌تواند یک هدیه‌ی رایگان دریافت کند - که احتمال رفتن کاربر به آن فروشگاه را افزایش می‌دهد.

این فقط مثال کوتاهی بود که نشان بدهم تجربه‌ی کاربری عادی را چطور می‌توان با طراحی برای وسایل پوشیدنی بهبود داد. با اینکه مثال ما خیالی بود، اما به‌خوبی تعامل هماهنگ بین فناوری‌ها و وسایل مختلف با عینک یا ساعت هوشمند را نشان می‌دهد، و این هماهنگی شکاف بین این وسایل را کاهش خواهد داد. پردازش اصلی همچنان روی دستگاه‌های هوشمند انجام خواهد شد چون وسیله‌ی پوشیدنی فقط نقش یک میان‌بر یا دستگاه ورودی سریع را خواهد داشت. چنین رویکردی به ما کمک می‌کند که قابلیت‌های محوری را راحت‌تر اجرا کنیم، بدون آنکه لازم باشد هر بار گوشی را در بیاوریم یا اینکه کوله‌پشتی را باز کنیم که تبلت را برداریم.

اپل واچ

چه تاثیری بر آینده‌ی تجربه‌ی کاربری خواهد داشت

شکی نیست که با اختراع وسایل هوشمند، کاربرها با اسکرول کردن یا لغزیدن خیلی آشناتر شده‌اند. اگر روزگاری عادت داشتیم که بالای بخش فولد را پر از اطلاعات کنیم، و همه‌اش هم برایمان مهم بود، حالا امروز با ظهور سایت‌های تک‌صفحه‌ای دیگر اینطور نیست.

این بیشتر از هر چیز به خاطر وجود تبلت و گوشی هوشمند است، در کنار این نکته که مردم امروز خیلی با وب آشناتر شده‌اند. البته باز هم بیشتر به همان واقعیت برمی‌گردد که این نوع محصولات هوشمند تاثیر عمیقی بر شیوه‌ی درک و دریافت صفحه توسط کاربر گذاشته‌اند - چون کاربر را با اسکرول عمودی و کنترل تعاملشان به کمک اشاره آشناتر کرده‌اند.

با آمدن این فناوری جدید و هیجان‌انگیز، به زودی خواهیم دید که مردم با گردش افقی آشنا خواهند شد که چینش‌های افقی (horizontal layout) جدیدی با خود به همراه خواهد آورد.

حرف آخر

ساعت‌های هوشمند قطعا ماندنی خواهند شد. مدت زیادی طول خواهد کشید تا به قابلیت‌های جدیدی مجهز شوند که تعامل را به سطح بالاتری ارتقا بدهد و این وسایل را وارد جریان‌اصلی کند. با این وجود وقتی به آن نقطه برسیم با نوعی تجربه‌ی کاربری مواجه خواهیم شد که پیشتر سابقه نداشته است و روی شکاف بین زندگی دیجیتال و روزمره پلی ماندگار خواهد زد.

در خاتمه، این حرکتی جالب برای تمامی طراحان تجربه‌ی کاربریِ همراه خواهد بود، چون حالا باید چیزهای جدیدی را هم در نظر بگیرند:

  • تعامل با وسایل فیزیکی دیگر و رابط کاربری آنها: آیا می‌خواهید همان چینش و اشاراتی که در دستگاه‌های دیگر هست را نگه دارید؟ یک فایده‌ی این کار این است که تجربه‌ی کاربریِ پیوسته‌ای روی دستگاه‌های مختلف به‌دست می‌دهد. یا آنکه از کاربر طلب می‌کنید که هم با دستگاه هوشمند و هم با وسیله‌ی پوشیدنی‌اش تعامل داشته باشد؟
  • فعالیتی که کاربر مشغول آن است، چه خوابیدن باشد، چه نشستن، راه رفتن، دویدن یا ورزش کردن.
  • محیطی که کاربر در آن حاضر است، مثل مترو، باشگاه، کافی‌شاپ، یا کتابخانه... آیا با علامت‌هایی مثل چشمک‌زدن، لرزش یا صدا به او خبر می‌دهید که اعلان جدیدی رسیده است؟ در یک محیط شلوغ که دیدن یا حتی شنیدن سخت است، از کدام یک می‌خواهید استفاده کنید؟ آیا همین علامت‌ها را روی گوشی هم می‌دهید، یا این کار را به وسیله‌ی پوشیدنی محدود می‌کنید؟

اینها فقط بخشی از پرسش‌هایی است که طراحان تجربه‌ی کاربری باید هنگام طراحی برای چنین وسایلی به آن فکر کنند. در یک چیز شکی نیست، وسایل پوشیدنی به میان ما آمده‌اند، و آینده‌ای درخشان در انتظار ما و آنها است!

منبع (+)